۱۳۸۹ شهریور ۲۶, جمعه

ترانه آخر هفته: آراز و...

یکی از چیزایی که توی نواها و تصنیف های قدیمی ایرانی- خصوصن در مورد ترانه های محلی- زیاد پیش میاد، ثابت موندن آهنگ یک ترانه و تغییر اشعار از یک قوم به قوم دیگه یا از یک اجرا به اجرای بعدیه. انگار که یک روح با یک حال و رفتار و ویژگی خاص خودش وارد بدن های مختلف میشه، اون ها رو به رنگ خودش در میاره و ملت ها رو با خودش همراه میکنه. انگار میشه نقطه مشترک اقوام مختلف، کسی که میتونه یه جوری حکمیت کنه بین اختلافات قومی قدیمی. میشه زبونی که دو نفر غریبه رو با هم همساز می کنه، حتی اگه با زبون هم آشنا نباشن. البته این فقط در مورد کشور ما صدق نمی کنه، که موسیقی زبان مشترک آدمیزاد در تمام جهانه و اتفاقن وقتی چهره جهانی هم به خودش میگیره قشنگ تر هم میشه. یادتون هست پارسال یه نفر از جشن بزرگداشت چه گوارا توی امریکای لاتین نوشته بود و میگفت تمام ملت های حاضر در جشن آهنگ مورد علاقه من "فرمانده ابدی" رو به زبون خودشون می خوندن و از همون موقع بود که عاشق آهنگ شدم.
ترانه ای که امروز میذارم هم یکی از ترانه های محلی ماست که شامل این حکایت میشه و احتمالن باید تا به حال به گوشتون خورده. قدیمی ترین نسخه اجرایی که ازش دارم مربوط به دهه پنجاهه که به زبون ترکی با نام "آراز آراز" اجرا شده. از جمله سرود های انقلابیون (طیف توده- مجاهدین) محسوب میشه که گویا در رابطه با آراز (رود ارس- نماد غیرت و دلاوری مردم آذری) و صمد بهرنگی صحبت می کنه. یقینن اجرای قدیمی تر و اصیل تری هم هست که من نشنیدم. اما اخیرن اجرای جدید تری ازش به دستم رسید، کار شهرام ناظری، دو زبانه فارسی- کردی، مربوط به کنسرت اساتید موسیقی ایران،1368. الحق عالیه (البته ناظری 3تا کنسرت با همین نام داره که ایشالا بعدن بعضی دیگه از اجراهاشون رو میذارم)
اگرچه یکی، از انقلاب و توده ها و امثالهم صحبت می کنه و دیگری از مباحث عرفانی- عاشقانه و هر کدوم یک قسمت از احساسات انسان رو انگولک می کنن، اما دقیقن همونیه که گفتم، یک روح مشترک، یک حس خوب همانند.
لذت ببرید

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

شما چه فکر می کنید؟


جستجوی این وبلاگ