۱۳۸۹ شهریور ۱۰, چهارشنبه

شیعیان علی

شب شهادت حضرت علی.
مداح محترم دارد روایت می کند: "حضرت اندکی شیر خوردند، ظرف شیر رو پس زدند، سفارش کردند به فرزندانشون. از این شیر به اسیرتون بدید. مبادا با او بدرفتاری کنید. مبادا غذایی که بهش میدین از غذای خودتون پست تر باشه... علی جان، نبودی ببینی بعدها با اسرا چطور رفتار میکنن..."
در عین اینکه نمک به زخمم زده بود، ناباورانه خوشحال بودم که بالاخره یکی داغ دل مردمو میگه. اما زیادی خوش بین بودم انگار 
" نبودی توی کربلا، ببینی با همین بچه هات چه کردند. چطور اسیرشون کردن، چطور توی کوفه بهشون غذا دادن..."
دلم گرفت
.
نوبت سخنرانی شد. میگفت: "انسان پاک خلق میشه. ما قرار نبوده معصیت کنیم. ما قرار نبوده خون بریزیم. چرا این همه خون ریخته شده..."
دوباره قلبم تاپ تاپ می کنه که ماشالله به غیرت این یکی...
"... چرا اون وقایع توی کربلا اتفاق افتاد؟ چرا اون همه خون ریخته شد؟"
توی دلم گفتم آخه مسلمون،
امرو بازم بچه شیعه ها و بچه های همین اماما رو دارن میکشن،
زندانشون می کنن،
عین اسرای کربلا باهاشون برخورد می کنن
د اگه شماها یه جو غیرت به خرج می دادین صداتون در میومد
اگه مراجع مورد قبول شما یه بار یه اعتراضی می کردن که سنت رسول خدا این نیس
که مدعیان حکومت علوی گند زدن به اصول تشیع
که به اسم خدا و اسلام و تشیع ظلم رو در زمین جاری کردن
اگه اینا رو میگفتین
دیگه بعد 1400 سال وقایع عاشورا توی روز عاشورا تکرار نمیشد 
دیگه خونی ریخته نمی شد 
دیگه تیر به چشم کسی نمی خورد
دیگه با مَرکب امروزی از روی کسی رد نمی شدن
انسان قرار نبود خون بریزه، وقایع کربلا اتفاق افتاد به خاطر جهالت اهل زمانش
و امروز 
داره تکرار میشه، چون شما فقط روضه خوندنشو یاد گرفتین 
و جهالت اهل زمانشو به ارث بردین

۶ نظر:

  1. مريم۱۷:۰۸

    گناه كار تر از اينا مردمي هستن كه عاشوراي قرن ها پيش رو باور دارن و عاشوراي امروز رو باور ندارن. اگر سخنراني هس،‌شنونده اي هم هس

    پاسخ دادنحذف
  2. ناشناس۱۹:۳۷

    حضرت ، چی باعث می شه آدم بره بشینه یه جایی ساعتها و حرف هایی رو بشنوه که به نظرش در این حد خزعبلاته؟

    پاسخ دادنحذف
  3. شاید مشکل برداشت شما دو نفر از تلخی بیان بنده است.
    اولن که بنده نگفتم اینا خزعبلاته. این حرفا در هر حال حرف درستیه، منتها ناقصه. این که با فرزندان علی(ع) در عاشورا اون طور رفتار شد و اون خون ها ریخته شد و اینکه این ها همه دردناکه، حرف درستیه. فقط مسئله اینه که در این زمان کفایت کردن به این حرف ایراد داره. فرق شریعتی با سایر منبری ها همچین جایی مشخص میشه، که شاید سواد حدیث و روایتش به اندازه بقیه نبوده، اما میدونسته با توجه به زمان باید روی چی دست بذاره
    دوم، اینا که من گفتم 2خط از کل مراسم 4ساعته دیشب بود. به نظرم مراسم احیای دبیرستان نیکان به معنای واقعی "احیا" است، آدم به جد زنده میشه. سخنرانی که ازش حرف زدم، آقای دولتی، یکی از دوست داشتنی ترین سخنرانهای مذهبیه که تا به حال دیدم. حتی همین آقای دولتی با همین خرده ای که بنده ازش میگیرم جایی از غیرت شیعیان لبنان و جنگ با اسرائیل هم حرف زده بود (فاطمیه یا محرم پارسال) خلاصه مراسم، مراسم درست و با ارزشیه. ولی نقدی که مطرح کردم نه فقط به این مراسم، که طیف فکری برگزار کنندگان مراسمه. برادرانی که یا به انجمن حجتیه وصل هستند، یا خواسته و ناخواسته از اونها تاثیر گرفتن...
    سوم، شنونده تقصیرش کمتر از سخنرانه. عوام الناس قرار نیست فهمشون به اندازه بزرگان و خواص باشه. اون پیرمرد سنتی که میشینه پای صحبت شیخ حسین انصاریان و لذت هم می بره، ایرادی بهش وارد نیست. فهمش از دین همین قده، همین سخنران هم براش کفایت می کنه. شاید اگه اون پیرمرد رو بیاری توی مجلس دکتر دولتی احساس کنه وقتش تلف شده، چون هیچی درک نمی کنه... خلاصه فهیم یا نفهم بودن ملت خیلی دست خودشون نیس، و به قول خودت تا وقتی هم آدم نفهم هس، سخنرانی هم هس که سوءاستفاده کنه

    پاسخ دادنحذف
  4. ناشناس۲:۰۹

    سوم ، فهمیدن از تفکر می آد،نه؟.و تفکر شرط لازم و کافی داره ، شرط لازمش خواست خوده شخصه شرط کافیشم اطلاعات شخصه از اون موضوعه.وقتی شما می فرمائید :"فهمیم یا نفهم بودن مردم خیلی دست خودشون نیس"در خصوص مسائلی که نیاز به اطلاعات داره شاید بتونم حرفتو قبول کنم چون گسترش اطلاعات(حالا هر شکلیش)میون مردم تا حد زیادیش خصوصا در حکومت های دیکتاتوری از دست مردم خارجه . اما در خیلی از مسائل دینی و شاید خیلی دیگه از مسائل مرطبتش که وارد هنجار های جامعه شده نیاز به اطلاعات نیست و همون شرط لازم یعنی که بخوای فکر کنی کافی باشه ، که وقتی اون بالای منبر از سر بریدن 1000 نفر از صبح تا ظهر گفت به جای اینکه ار ار کنه و بزنه تو سر و صورتش بگه با گیوتینم این تعداد نمی برن(حالا مثال گفتم اینو) حرف خانم درسته گناه اونا بیشتره ، اون می گه خونی که یکسال هم از ریختنش رو زمین نگذشته رو نبینی و خون هزار سال پیشو ببینن بعد تو بگی دست خودشون نیس ، عواما .توجیحش کردی ، باید قبول کنیم نفهمی مردم خصوصا تو این مسائل تا حد زیادی دس خودشونه .
    دوم.درسته 2 خطه از 4 ساعت اما همین دو خطه که سالها خفقان و رنجو تحمیل می کنه و ...
    اول.شاید!جناب یعنی چی ؟ درسته اما ناقصه . ناقصیش به قیمت چی تموم شده؟ ها؟چطور می تونه یه چیزی درست باشه اما ناقص . آیا حسین شهید شد برای گریه و محکوم کردن حرکت یزید اونم برای هزار سال بعد یاشهید شد برای معنای آزادی که تو می گی اینکه اون طور شهید شد و اون خون ها ریخته شد حرف درستیه ولی ناقصه . ناقصه؟

    پاسخ دادنحذف
  5. ناتورجان،
    اول. اینکه درسته اما ناقصه دقیقن به همون شرط لازم و کافی برمیگرده که بهش اشاره کردی. یعنی لازمه، اما کافی نیس. به چند دلیل هم لازمه، اول اینکه خود ذکر این مصیبت در دلش آزادگی و انسانیت و شهادت و خیلی از مفاهیم دیگه رو داره. اما اگه این رو هم لحاظ نکنیم، لازمه، برای اینکه محبت اهل بیت لازمه. برای اینکه سفارش شده به ما، به تاکید، بر حب این خاندان. برای اینکه اگه ادعا کردی یکی رو دوس داری فرقی نمی کنه چن سال گذشته از بلایی که سرش اومده. و همین محبته که آدم رو از خیلی چیزا دور نگه میداره.
    دویم. تو پرسیدی واسه چی میری، من گفتم من میرم واسه هدف دیگه. من میرم که از اون 3ساعت و 55 دقیقه دیگه اش استفاده کنم که نایابه. واسه اون 5دقیقه تمام سال وقت دارم که بخونم و بشنفم.
    سوم. نفهمی مردم دست خودشون نیس، به دلایل مختلف. اول از همه باید بخشی از حرفت رو تایید کنم، که فکر کردن نقش مهمی داره، و مردم هم از این جهت بی تقصیر نیستن. اما صحبت اینه که کی نقش اصلی رو توی این جهالت جامعه بازی می کنه. باید دونست که فکر کردن مردم هم دست خودشون نیست. جوامعی که به فقر اقتصادی دچار میشن، یا مثلن طبقات ضعیف و فقیر هر جامعه ای، اینها از لحاظ فکری هم عقب می مونن. فکر کردن یادگرفتنیه. یه پایه ای رو هرکسی داره، اما روی این پایه باید ساخته بشه. درواقع فکر کردن یه جور استعداده، بالقوه همه دارنش، اما برای اینکه به صورت بالفعل دربیاد نیاز به آموزش خارجی و محیط مناسب برای رشد داره. این مردم عوام ما هم همین مشکل رو دارن. از اول نه تنها اطلاعاتی که بهشون داده شده، بلکه طرز فکری که باهاش مواجه بودن و ازش الگو میگرفتن مشکل داشته. از اول فقط از مصیبت اباعبدالله شنیدن، نه از چرایی مصیبت. خب ذهنش به همین محدود مونده. خلاصه اینکه شرایط اجتماعی و فرهنگی و اقتصادیه که توانایی فکر کردن آدما رو شکل میده، و بنابراین نفهمی مردم تنها قسمتیش به دست خودشونه و الباقی به دست سایر عوامل

    پاسخ دادنحذف
  6. درد۰:۵۵

    این یک شب در سال رو که میگی می فهمم،ولی خب اگه خیلی در این یک سال گذشته رنج کشیده باشی همین یک شب رو هم نمیشه با بی دردان سر کرد ولی اگه آدم حال معنوی میکنه همون مهمه،این یه شب حال خود آدم مهمه.
    "زینب با ما سخن بگو،مگو که بر شما چه گذشت! ما می دانیم. بگو که ما چه کنیم؟ لحظه ای بنگر که ما چه می کشیم؟این تو هستی که باید بر ما بگریی!..."
    "خدایا به من بگو تو خود چگونه قضاوت می کنی؟آیا عشق ورزیدن به اسم ها تشیع است؟ یا شناختن مسمی ها؟"
    این محبت که سفارش شده ،محبت با شعوره که از روی شناخته نه شور تهی از معنا که نه تنها منجی ما و جامعه ما نبوده که مهلک هم شده.

    پاسخ دادنحذف

شما چه فکر می کنید؟


جستجوی این وبلاگ