می نویسم، پاک می کنم
می نویسم، پاک می کنم
می نویسم و باز...
شروع همیشه سخت است، صحبتش را کرده بودیم. حتی تا همین جایش هم گمان می کنم از آن خودم نبود، نمی دانم.
محیط لعنتی 360- که مدتی دوستان را از آن نهی می کردیم- بار دیگر اثبات کرد که انسان نه تنها بالطبع اجتماعی است (همچون فیل و زرافه و زنبور و غاز و کلاغ و...) که بسیار هم دلبسته و وابسته این اجتماع کوفتی است.
این است که ترکش را تحمل نکردم. احساس کردم تا پایان عمر نیاز دارم با دوستانم حرف بزنم، فکر کنم نظر بدهم و بشنوم.
این است که دوباره آغاز کردم. با اندکی تغییر غالب، فقط اندکی.
دوباره می نویسم.
عیدتان هم مبارک
باراباراپ بوروپ بوروپ بیریپ بیریپ بیپ بیپ بیپ بیپ ... ولی به سختیش می ارزه!
پاسخ دادنحذف