۱۳۸۸ تیر ۲۷, شنبه

حسب حال:

الم نشرح لک صدرک؟! (نفس بکش بچه... هزار ویک، هزار و دو، هلپ، هلپ، هلپ)

۵ نظر:

  1. mendoosh۶:۱۱

    فاذا فرغت فانصب، و الی ربک فارغب.
    هلپ هلپ رو چلپ چلپ خوندم.فمک کردم دارس غرق می شی. غرق نشو که فان مع العسر یسرا، ان مع العسر یسرا.
    پ.ن. کورش امجدی! همینه که هست. می دونم هیچ وقت به جوابی نرسیدیم که چرا اصن باس سختی باشه ولی به هر حال. بچه گناه داره. یادم بنداز یه چیزی بت بگم.

    پاسخ دادنحذف
  2. غرق نمی شم، فقط نفسم در نمیاد. تنگ است ما را سینه تنگ است ای برادر...
    اول می خواستم همین 4تا آیه آخرو بنویسم، ولی بعدش دیدم همین کافیه...
    به من بگی یا به کوروش؟

    پاسخ دادنحذف
  3. مريم۲۰:۴۸

    مي دونم شايد خيلي زياده خواستنش ولي دلم مي خواد چشامو ببندم و وقتي وا مي کنم همه چي درس شده باشه... اين مملکت ، ماها ، زندگي.امروز آرش يه چيزايي مي گفت... اگرچه خوب نيس باورش کني ولي شايدم راس مي گفت.
    راستي يه آيه خوندم که خدا وقتي مي خواد يه ملتي رو از بين ببره حاکماي ظالم برشون مسلط مي کنه تا هم اون حاکما و هم اون ملتو از بين ببره . همش فک مي کنم داره همين بلا سرمون مياد... البته اين روزا خيلي خوش بين نيستم.مرض واگيردار نااميديه... اين يکي ام شايد.
    الان دم دستم نيس شماره آيه .احتمالا خودت ميدوني ، اگه نه نگا مي کنم ميذارمش

    پاسخ دادنحذف

شما چه فکر می کنید؟


جستجوی این وبلاگ